بعضی آدمها تاریخ را با شمشیر عوض نکردند،
با فداکاری کردند…
#نجیب_ترین_بانوی_عریان
گودیوا زنی بود که میتوانست مثل خیلیها
چشمش را ببندد،
در قصر بماند،
و از رنج مردم عبور کند.
اما نکرد.
او دید که مالیاتهای سنگین
زندگی مردم شهرش را خرد میکند،
دید که فقر دارد آرامآرام
ریشه میدواند،
و تصمیم گرفت ساکت نماند.
بارها از شوهرش خواست
بارها تحقیر شد
تا جایی که شرطی غیرانسانی گذاشتند
تا شاید صدایش خاموش شود.
اما گودیوا
شرط را پذیرفت…
نه برای نمایش
نه برای جنجال
بلکه برای مردمش.
و اینجا فقط داستان شجاعت یک زن نیست؛
داستان فهم یک شهر است.
مردمی که آن روز
درها را بستند
پنجرهها را پوشاندند
و نگاهشان را پایین انداختند
تا شرافت، قربانی کنجکاوی نشود.
همینجا اسطوره ساخته شد.
نه فقط با برهنگی یک زن
بلکه با نجابت یک جامعه.
حالا مکث کن…
چند ثانیه.
اگر امروز
کسی به خاطر مردمش
از خودش میگذشت
نه برای شهرت
نه برای پول
نه برای دیده شدن
بلکه فقط برای عدالت…
ما چه میکردیم؟
حمایت؟
قضاوت؟
تماشا؟
یا سنگ؟
اسطورهها تنها به دنیا نمیآیند.
آنها یا با فهم ما زنده میمانند
یا با قضاوت ما دفن میشوند.
اگر فکر میکنی این داستان
فقط مربوط به هزار سال پیش است
شاید باید دوباره تاریخ را بخوانیم…
#اعتراضات_سراسری #ایران #تاریخ
با فداکاری کردند…
#نجیب_ترین_بانوی_عریان
گودیوا زنی بود که میتوانست مثل خیلیها
چشمش را ببندد،
در قصر بماند،
و از رنج مردم عبور کند.
اما نکرد.
او دید که مالیاتهای سنگین
زندگی مردم شهرش را خرد میکند،
دید که فقر دارد آرامآرام
ریشه میدواند،
و تصمیم گرفت ساکت نماند.
بارها از شوهرش خواست
بارها تحقیر شد
تا جایی که شرطی غیرانسانی گذاشتند
تا شاید صدایش خاموش شود.
اما گودیوا
شرط را پذیرفت…
نه برای نمایش
نه برای جنجال
بلکه برای مردمش.
و اینجا فقط داستان شجاعت یک زن نیست؛
داستان فهم یک شهر است.
مردمی که آن روز
درها را بستند
پنجرهها را پوشاندند
و نگاهشان را پایین انداختند
تا شرافت، قربانی کنجکاوی نشود.
همینجا اسطوره ساخته شد.
نه فقط با برهنگی یک زن
بلکه با نجابت یک جامعه.
حالا مکث کن…
چند ثانیه.
اگر امروز
کسی به خاطر مردمش
از خودش میگذشت
نه برای شهرت
نه برای پول
نه برای دیده شدن
بلکه فقط برای عدالت…
ما چه میکردیم؟
حمایت؟
قضاوت؟
تماشا؟
یا سنگ؟
اسطورهها تنها به دنیا نمیآیند.
آنها یا با فهم ما زنده میمانند
یا با قضاوت ما دفن میشوند.
اگر فکر میکنی این داستان
فقط مربوط به هزار سال پیش است
شاید باید دوباره تاریخ را بخوانیم…
#اعتراضات_سراسری #ایران #تاریخ
بعضی آدمها تاریخ را با شمشیر عوض نکردند،
با فداکاری کردند…
#نجیب_ترین_بانوی_عریان
گودیوا زنی بود که میتوانست مثل خیلیها
چشمش را ببندد،
در قصر بماند،
و از رنج مردم عبور کند.
اما نکرد.
او دید که مالیاتهای سنگین
زندگی مردم شهرش را خرد میکند،
دید که فقر دارد آرامآرام
ریشه میدواند،
و تصمیم گرفت ساکت نماند.
بارها از شوهرش خواست
بارها تحقیر شد
تا جایی که شرطی غیرانسانی گذاشتند
تا شاید صدایش خاموش شود.
اما گودیوا
شرط را پذیرفت…
نه برای نمایش
نه برای جنجال
بلکه برای مردمش.
و اینجا فقط داستان شجاعت یک زن نیست؛
داستان فهم یک شهر است.
مردمی که آن روز
درها را بستند
پنجرهها را پوشاندند
و نگاهشان را پایین انداختند
تا شرافت، قربانی کنجکاوی نشود.
همینجا اسطوره ساخته شد.
نه فقط با برهنگی یک زن
بلکه با نجابت یک جامعه.
حالا مکث کن…
چند ثانیه.
اگر امروز
کسی به خاطر مردمش
از خودش میگذشت
نه برای شهرت
نه برای پول
نه برای دیده شدن
بلکه فقط برای عدالت…
❓ما چه میکردیم؟
حمایت؟
قضاوت؟
تماشا؟
یا سنگ؟
اسطورهها تنها به دنیا نمیآیند.
آنها یا با فهم ما زنده میمانند
یا با قضاوت ما دفن میشوند.
اگر فکر میکنی این داستان
فقط مربوط به هزار سال پیش است
شاید باید دوباره تاریخ را بخوانیم…
#اعتراضات_سراسری #ایران #تاریخ